قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2221
تاريخ الفي ( فارسى )
رفت . و در آن مملكت ، غلامى به يك دينار و خرى به دو دينار مىفروختند و خريدار خر زياده از خريدار غلام بود . و از جمله وقايع اين سال ، محاربهء مودود بن مسعود بود با عمّش ، محمّد بن محمود ، و انتقال دولت و ملك او به مودود . تفصيل اين مجمل آنكه ، چون خبر قتل مسعود به مودود رسيد از ظاهر بلخ كوچ كرده متوجّه غزنين شد . محمّد نيز از نواحى هند به حدود غزنين آمد . هر دو لشكر صف بياراستند و نايرهء قتال و جدال اشتعال يافت و خلقى كثير از جانبين به قتل رسيدند « 1 » . آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم مودود وزيد و محمّد مكحول با پسرانش و توشگين بلخى ، كه مادهء فتنه و فساد بود ، و پسر على خويشاوندى همه اسير و دستگير شدند . مودود همه را به قتل رسانيد ، الّا عبد الرّحيم بن محمّد را . و سبب خلاصى او آن بود كه در آن اوان كه مسعود را حبس كردند ، برادرزادگان او ، عبد الرّحيم و عبد الرّحمن ، به ديدن او رفته بودند و عبد الرّحمن دست دراز كرده طاقه از سر مسعود برگرفت ، و عبد الرّحيم آن را از دست او گرفته بر سر عمّ بزرگوار خود نهاد و برادر بىادب را بسيار دشنام داد . و بدين يك ادب ملاحظه كردن از كشتن رهايى يافت و عبد الرّحمن به واسطهء بىحميّتى خود را در عرصهء هلاك انداخت . بعد از فتح ، مودود بن مسعود در همان موضع كه فتح كرده بود قلعه و رباطى ساخت و آن را « فتحآباد » نام نهاد . بعد از آن ، به جانب غزنين مراجعت نموده فارغ البال بر سرير سلطنت قرار گرفت و منصب وزارت را به ابو نصر احمد بن محمّد بن عبد الصّمد مقرّر داشت و عدالت را شعار خود كرده با رعايا و ساير برايا « 2 » در مقام شفقت و مرحمت سلوك مىنمود . و او را بعد از آن هيچ انديشه نماند ، الّا انديشهء برادر كوچك ممدود « 3 » بن مسعود كه او را پدرش در ايّام حيات خود به هندوستان فرستاده بود و او ملتان و چند ولايت ديگر را گرفته لشكرى به استعداد و قّوت تمام به هم رسانيده دعوى استقلال و استبداد سلطنت نمود . و چون بر احوال او اطلاع يافت قبل از آنكه نايرهء فتنه او ارتفاع يابد لشكرى آراسته به دفع او نامزد فرمود . ممدود نيز با سپاه فراوان از مركز خود حركت نموده به موضع بلهاور « 4 » رسيد و در آنجا به مراسم عيد اضحى قيام نمود و صباح سيّم عيد ، او را در خرگاه خود مرده يافتند و كيفيّت آن معلوم نشد . بعد از فوت ممدود ، آنچه از هندوستان به او تعلّق داشت بىمنازع به
--> ( 1 ) . محل جنگ مودود و محمّد دنپور بود ، كه امروز « جلالآباد » خوانده مىشود . اين محل در با برنامه به صورت « آدينهپور » و در شاهنامه به صورت « دنبر » ضبط شده است . بنا به تصريح محشىّ زين الأخبار ( ص 205 ) در حفريات جديد آثار عتيقهء مهم بودايى از آن بيرون آمده است . ( 2 ) . برايا : آفريدگان ، مخلوقات . - و . ( 3 ) . الكامل : مجدود . ( 4 ) . الكامل : لهاوور . كه همان لاهور است .